|
اولش با آخرش یکی شد حرفهایم را میگویم روز ِ اول گفتم <من خودمو می بینم خودمو می شنفم خودمو فکر می کنم تا هستم جهان ارثیه بابامه سلاماش همه ی عشقاش همه ی درداش تنهاییاش وقتی هم نبودم مال ِ شما> (+حسین پناهی) حالا دیگه اینجا نیستم حالا دیگه گالری خزعبلات نقره نوشت های من فقط پیش ِ خودمه..روی ِ کاغذ هایی که تمام ِ سرگیجه هایم را حس میکنه.... حالا دیگه دوباره شد : جز نور ِ نقره ای ماه در شب،من بودمو پنجره ای کوچک با آسمانی بزرگ که چشم هایش خیس بود...:) ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ اینجا هم با همه سلاماش،عشقاش و همه ی درداش ، تنهاییش مال ِ شما....:) + کلا بخیر...:)
من زندگیم را خواب میبینم من رویاهایم را زندگی میکنم من حقیقت را زندگی میکنم.... +احمد شاملو ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ +کلا بخیر
شازده کوچولو گفت: -نَه، پیِ دوست میگردم. اهلی کردن یعنی چی؟ + کلا بخیر
+ حسین ِ پناهی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ + کلا بخیر :)
ودر خلوت تو شهر بزرگ من بنا می شود اگر فریاد مرغ وسایه ی علفم در خلوت تو این حقیقت را باز می یابم خسته،خسته،ازراهکوره های تردید می آیم چون آینه یی از تو لبریزم هیچ چیز مرا تسکین نمی دهد نه ساقه ی بازوهایت نه چشمه های تنت بی تو خاموشم ،شهری در شبم تو طلوع می کنی من گرمایت را از دور می چشم وشهر من بیدار می شود با غلغله ها،تردیدها،تلاشها وغلغله های مردد تلاشهایش دیگر هیچ چیز نمی خواهد مرا تسکین دهد دور از تو من شهری در شبم ای آفتاب وغروبت مرا می سوزاند من به دنبال سحری سرگردان می گردم تو سخن نمی گویی من نمی شنوم تو سکوت می کنی من فریاد می زنم با منی ،با خود نیستم وبی تو خود را نمی یابم دیگر هیچ چیز نمی خواهد نمی تواند تسکینم بدهد اگر فریاد مرغ و سایه ی علفم این حقیقت را در خلوت تو باز یافته ام حقیقت بزرگ است ومن کوچکم با تو بیگانه ام فریاد مرغ را بشنو سایه ی علف را با سایه ات بیامیز مرا با خودت آشنا کن بیگانه ی من مرا با خودت یکی کن +احمد شاملو ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ +اشک ان شب لبخند عشقم بود. +قصه نیستم که بگویی نغمه نیسم که بخوانی صدا نیستم که بشنوی یا چیزی چنان که ببینی یا چیزی چنان که بدانی... من درد مشترکم مرا فریاد کن +كسي نيست، +صدا بزن مرا،صدای تو ماندنی ترین صداست + نامت را به من بگو دستت را به من بده حرفت را به من بگو قلبت را به من بده من ریشه های ترا...دریافته ام.... با لبانت برای همه لب ها سخن گفته ام و دست هایت با دستان من آشناست... +در سکوتم ارامشی نهفته است که ویرانم میکند... +نگاه کن من از ستاره سوختم... + اگر لب ها دروغ می گویند از دست های تو راستی هویداست و من از دست های توست که سخت می گویم... +صدا كن مرا. +در اين كوچههايي كه تاريك هستند +جمعه ی ساکت جمعه ی متروک... +و یک صدا که در افق سرد فریاد زد خداحافظ.... ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ + کلا بخیر
رنگ روز را دزدیدند از ما .. به هیچ رنگی دیگر ایمان نیست، وقتی که به جای خورشید مترسکی در آسمان است... ــــــــــــــــــــــــــــــــ +کلا به خیر :)
حجم ستارگان قرمز با جوهر آبی ِ خودکار ِ من به تصویر می کشد زندگیم را از من بنفش ساخته اند... ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ + خوبه هنوز جوهر ِ آبی ِ ذهنم مینویسه! + روزهای خوب،روزهای برفی،روزهای بارونی،به زیبایی ِ خورشید که بهم سرگیجه میده! + کلا به خیر :)
روزی فرا خواهد رسید که پس از تسخیر فضا، مهار کردن باد ها،جزر و مد دریا ها و نیروی جاذبه ی زمین، ما با یاری خداوند،نیروی عظیم عشق را در اختیار خواهیم گرفت و آن روز، روزی است که برای دومین بار در تاریخ جهان،آتش را کشف خواهیم کرد +تیلیارد دوشاردن ـــــــــــــــــــــــــــــــ همین +کلا به خیر
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ + آدما میخوان چیو ثابت کنن؟ +کلا بخیر
+حسین پناهی ــــــــــــــــ http://s2.picofile.com/file/7235600749/Khosroo_Shakibaei_Parikahani_06_Aftab_Mishavad.mp3.html کلا به خیر
+ هیچ وقت نفهمیدم چرا درست همان کسی که فکر می کنی یک روز مثل همه تنهایت می گذارد؟!!
گـر بمانم یا نمانم بنده پیــر زمانم ـــــــــــــــــــــــــ +ثبت موقت و عدم نمایش در زندگی! + کلا به خیر!
درخت های انسان نما! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ +چکه کن ای ابرک ِ من مثل ستاره بر زمین طلوع ِ میلاد مرا در شب ِ بی سحر ببین .... البته یه چند روز دیگه :)) +کلا به خیر!
ای به داد ِ من رسیده تو روزای خود شکستن ای چراغ ِ مهربونی تو شبای وحشت ِ من ای تبلور ِ حقیقت توی لحظه های تردید تو شب و از من گرفتی،تو منو دادی به خورشید اگه باشی یا نباشی،برای من تکیه گاهی میونه این همه دشمن،تو رفیقی جون پناهی یاور ِ همیشه مومن،تو برو سفر سلامت غم ِ من نخور که دوری برای من شده عادت ناجی ِ عاطفه ی من شعرم از تو جون گرفته رگ ِ خشک ِ بودن ِ من از تن ِ تو خون گرفته اگه مدیون ِ تو باشم،اگه از تو باشه جونم قدر ِ اون لحظه نداره که من و دادی نشونم یاور ِ همیشه مومن،تو برو سفر سلامت غم ِ من نخور که دوری برای من شده عادت ـــــــــــــــ +بعد ِ چند هفته ،کلا به خیر
نفس هایت را پشت صدای چه کسی پنهان کرده ای؟! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ + صبح مایل به ظهرتون بخیر،نه!کلا بخیر :)
+ این مطلب به دلیل مسائل ِ امنیتی ویرایش شد!
امشب حال و حوصله ندارم یه راس میرم سر اصل مطالب (:| حالا بماند که هم فرع مطالب هم اصل مطالب دردی از ما دوا نخواهد کرد!! +مطلب همواره در صفحه ی اول نمایش داده میشود + من عجیب شک دارم به این ایده + این جانب تعریف کردنی نیستم نبوده ام نخواهم بود!کسی که هست باید من و از من بکش ِ بیرون و بشناسه! +Where are you tonight? + از بزرگان جمع عذر میخوام اما: Hmm.What The Fuck?! +And I wonder if you ever wonder the same +کلا بخیر:))
ساعت ها رو به عقب برگردون اگه فرصتی هنوزم مونده بگو تو گذشته چی میبینی که از آینده تورو ترسونده ساعت ها رو به عقب برگردون اون همه خاطره رو پیدا کن پشت این همه شب ِ تکراری یه جهان ِ تازه رو من وا کن من هنوز زخمیه خاطره ام جز تو هیچکس تو دلم مرهم نیست اسمتو صدا زدم وقتی که حتی اسم ِ خودمم یادم نیست همه ی امیدمی این روزها که نجاتم بدی از این زندون تو فقط اگه بخوای میتوتی ساعت ها رو به عقب برگردون میشه زمین خورد و گریه نکرد به دادم برس بهترین نا رفیق هنوزم به دستای تو قانعم هنوز عاشقم با یه زخم عمیق تو این روزهای سیاه کسل دلم خیس ِ از حس ّ بارون شدن تورو جون ِ هر کی که بهش مومنی فقط امشب و حرف رفتن نزن تو این روز های سیاه و مریض فقط یک کمی چای واسه من بریز میدونم همیشه بدهکارتم میدونی نمیشه فراموش کرد من از بس که تو خوابتم زخمیم نمیشه که کابوسمو گوش کرد نمیشه که این وحشت و دوره کرد نباشی،نمونی،نخندی ،بری یه عمری جنون و تحمل کنم به دیوونگیم دل نبندی بری تو سیگار و خاموش کن تا بگم چطور میشه با گریه هم دود شد چطور میشه با خنده هم زخم خورد چطور میشه با عشق تابود شد شبایی که میترسم از فکر هام همیشه هوا خیس و بارونیه.... +رضا یزدانی. ـــــــــــــــ + کلا به خیر دیگه...
مخم داغ کرده :( دلم میخواد برم یه جایی که همش برف بیاد یا بارون.سرد باشه،هیچکس نباشه جز اونایی که باید باشن و الان نیستن!!!! خودمو همه ی رنگامو کاغذامو میبردم اونجا. کاش بود همه ی اینا.کاش کسی که وقتی داغ میکردم جلومو میگرفت بود:| از هوای برفی ای که بعدش آفتاب شه متنفرم :| چی میشد هفته از 1شنبه شروع میشد نه بی شنبه! من اصلا دوست دارم جمعه به سبک خودم باشه نه دور از خودم :((نمیشه که همش باید کار کنم باید درس بخونم همین خستگی ِ کارای هفته ی پیش درنیومده استاده اومده کلی کار داده :| کاش اصلا همه درسا خوندنی بود :| نه کاش اصلا همشون کشیدنی بود :| چمیدونم:| حداقل خیالم راحت ِ که امتحان نهایی نمیفتم:| کنکور چی؟میفتم؟نه آخه کسی کنکور میفته؟یعنی قبول میشم؟:( کاش یکی پیشم بود :| همه برنامه ریزی هام قاطی شده:| چه وعضشهه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟:دی اصلا مدرسه خوش نمیگذره:|یه مدلی شدن بچه ها:|همین کله سحر میرسن تو کلاس،آخ دیشب با فلانی بیرون بودم ،آخ فلان لباس و پوشیدم ،آخ فلان مهمونی رفتم ،آخ با فلانی رقصیدم ،حالم دیگه داره به هم میخوره،خودشونو شبیه اینا که 20 تا بچه دارن کردن بعد اومدن سر ِ کلاس درس،ئاقعا بعضی وقتا فک میکنم اینا دیپلم ردی ان :)) نه میشه شیطونی کرد،نه میشه تو عالم خودم باشم،اصلا به همه چی کار دارن ،ای بابا به تو چه که من آستین لباسم بنفش ِ:| دیگه کفری شدم از دستشون!بعد جالبش اینه که تمام ِ این حرفاشون به گوش ِ دفتر هم میرسه :)) یعنی انقدر تابلو ان :)) کاش معلم ِ دینی و عربی مون هنوز خانم شاهسوند بود :| بابا من به عمرم درس نخودنم :| همیشه سر کلاس گوش میدم میرم امتحان میدم نمره م هم خوب میشه!الان نه میشه سر کلاس گوش داد نه واسه کنکور این کافیه:| من رسما قاطی کردم :دی وای دیشب داشتم بال در میاوردم که 4 شنبه هم تعطیل ِ هورا هورا هورا هوراااااااااااااااااااااا من دلم مسافرت میخواد :دی بستنی ِ شکلاتی هم میخوام :دی شکلات ِ فنموقی هم میخوام :دی برف و شالگردن و کلاه هم میخوام :دی ناهار هم ابگوشت میخواد :دی شام هم رستوران ِ بالکن میخواد تو جاده دیزین :دی دوربین و کلی عکس بدون این که بخوان ببرنم پاسگاه هم میخوام :دی همراه اول ِ بدون قبض هم میخوام :دی ایرانسل بدون اینکه بگه شارژت تموم شده هم میخوام :دی دیگه امر دیگه ای هم نمیخوام :دی حالا شاید هم بخوام :دی +ای بابا :)) +کلا به خیر:))
یک خرس قهوه ای مخملی خریده ام
تعجب نکنید +منبع دارد ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ + بهترم،خیلی بهتر و حرف خاصی هم برای گفتن ندارم... +شاید امروز ثابت شدم! +کلا بخیر ;)
+ شنبه،برف،دلتنگی،برف،چای ِ داغ،برف،پنجره،برف!! + گلو درد،سرفه + من کنارتم،پیشتم،مراقبتم،مطمئن باش... + و اما تو، من و...نگران نباش چیز مهمی و از دست ندادی :))فقط منو :)) + لعنت به شارژ ِ ایرانسل + هیچکی مثل تو نبود،هیچکی مثل ِ تو نبود،هیچکی مثل تو منو باور نکرد!!!! +هیچکی هم مثل تو منو داغون نکرد :)) +رحمت به اون کسی که پشتمه تو بشمار + کلا به خیر
جمعه هیچ حرفی برای گفتن نداره همین! ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
+منبع دارد ______________________ + i feel so free ______________________ +that for me it isn't over
+ شب،راه،مسافرت،ماه،ماه،ماه،زمان،کم،رسیدن!!!:) + اتفاق،خودم،تعجب،شب،ماه،شب،ماه،خوبی،نگاه،صدا :) + خواب،خواب،رویا هایی واقعی،فکر!!! + حس،احساس،اشتباه،پنهان،مخفی،انکار + اثبات،ثابت،دیگران،فکر،حس،شب،درست،است +دوربین،عکس،خاطره،عکاسی،someone like you!!! + بارون،آهنگ،پیانو،نوشته،نوشتن،صدا،صدا،بغض + همین :) + never mind i'll find someone like you i wish nothing but the best for you too : )
+کلا به خیر :))
در شعر هایم جا نمیشود این همه خوبی گاهی کلمات هم حرفی برای گفتن ندارند این روزها اگر چه پر از خوبی های مدام نیست برای من ، اما لازم است لازم برای پیدا کردن هایی که با گذشته فرق های بسیار دارند و بسیار هایی که گاهی حرف می شوند و گاهی فریاد... ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ + چرت میگویم و از گفته ی خود دلشادم :)) + خیلی خیلی بهترم.چون یه لحظه یاد آوری همه چیز رو درست میکنه ،همونطور که میتونه خراب کنه! + امروز ژوژمان بود.هم خودم از ارائه کارام راضی بودم ،هم استاد ِ عزیز :) حسابی خستگیم برطرف شد:)بعد نمیدونم چی شد که آخرش چندتا کار هم اضافه آوردم جای این که کم بیارم :)) + کلی کمبود خواب دارم و هیچ امیدی به جبرانش ندارم :)) + میگم کنکور هم چیز ِ جالبی ِ ها :)) + استادش و پیدا کردم!خیلی نزدیک بود!خودم :) + خیلی خوشحالم که درصد بدبینی مسخره ای که پیدا کرده بودم خیلی اومده پایین و تا چند روز ِ دیگه فکر کنم کاملا برطرف شه! + آدم یه وقتایی که حرکت هایی میزنه که خودش توش گیر میکنه:))بعد دلش میخواد فرار کنه:)) و همش هم یادشه در صورتی که دیگران اصلا یادشون نیست:))ولی خوب نمیشه هم کاری کرد!فقط یک کلمه بیخیال!:)) + چند دقیقه پیش داشتم به این فکر میکردم که جای کل کل با خیلی آدما یه لبخند تحویلشون بدم خیلی بهتره،هم کم خرج تر و هم راحت تره :))حداقلش اینه که اعصاب ِ خودم راحت ِ.و مهمترین چیز همون خودم ِ. + نتیچه گیری: خیلی پیشرفت داشتم تو این چند روز.و خیلی خوشحالم که گم شده تا یه حدی پیدا شده! و به یه نتیجه ی مهمتری که رسیدم اینه که آدم تا زمانی که خودش درست نباشه و خودش و گم کنه نمیتونه به کسی کمک کنه! + یه کتاب دارم (شما عظیم تر از آنی هستید که می اندیشید) همون که معرفیش کردی بهم!وحشتناک تک تکِِ ِ کلماتش بهم کمک میکنه:) مثل همیشه کمکم کردی.حتی اگه حضور ِ خودت نبوده با چیزایی که بهم یاد دادی آرامش رو دوباره پیدا کردم. +مردم جوري حرف مي زنند كه گويي همه چيز را مي دانند، + گاهی وقتا دوست داشتم خدا آدم بود تا حداقل میشد دستشو بوسید:) + فاصله گرفتن از اون حال ،مثل این میمونه که از جهنم فرتی بپری تو بهشت!اون موقع اس که آدم میفهمه بهشت چه نعمتیه!مثل کولر گازی تو اوج تابستون :)) + انقدر حرف برای گفتن دارم تموم بشو هم نیست :)) اما زمانی که کسی منتظر ِ شنیدنش باشه زبونم بند میاد :)) + به گشتم نبود نگرد نیست نباید قانع شد!باید ساخت.راست میگه! + حالا خیلی بهترم:) + پشت ِ هر کوه بلند ،سبزه زاریست پر از یاد ِ خدا :) +بارون … + کلا به خیر :)) شب ِ شما آلوچه ای ماه ِ شما نقره ای
قرن ِ ما شاعر اگر داشت هوا بهتر بود خار هم کمتر نبود از گل ،بسا گل تر بود قرن ِ ما شاعر اگه داشت که کبوتر با کبوتر ،باز با باز نبود شعار ِ پرواز وای بر ما که تصور کردیم عشق را باید کشت در چنین قرنی که دانش حاکم است عشق را از صحنه دور انداختن دیوانگیست،درماندگیست،شرمندگیست قرن،قرن ِ آتش نیست قرن یک هوای تازه است فکر ها را شستشویی لازم است گم شدیم گر در میان ِ خویشتن جستجویی لازم است از سیاهی تا سفیدی را سفر باید کنیم + سیاوش قمیشی ___________________ + بله ،بله ! +حق کاملا با شماست. + نکته به نکته ،خط به خط! +خرسند شدیم از این که امروز رنگی دگر است نه رنگ ِ دیروز :)
دست هایی که شبیه دست های هیچ کس نیست خنده های مدام از تشنج نگاه هایی خیره که عذاب آور است و یک اشتباه ِ باور نکردنی در صدایم فکر ها هو هو کنان در سرم چرخ میزنند عکس هایی از خاطرات مثل باران می بارند در نگاهم بهترین هایی که دیگر شبیه خودشان نیستند و فقط هستند که باشند که بگوییند هستیم.هستیم! سرد است اینجا هوا.زیادی سرد است.به وسعت نگاه یخ زده ات سرد است... ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ +دلم برای نقاشی هات تنگ میشه!یه خاطره ی خیلی خوب و بزرگ برام گذاشتی!ممنونم +بی خبری اجازه ی هر گونه قضاوت ِ بی جا رو بهت میده! + خیلی زیاد خسته ام + آهای تو،میترسم یه روز برسه که دیگه خیلی دیر باشه برای گفتن !از دست نده فرصت ها رو... + شب بخیر :)
نقاشی با چشمانِ بسته ی تو دست های گناه آلود ِ جوهر آبی خودکار خط هایی که به جایی ختم نمیشوند و دلتنگی های مدام تنگی نفس دارند این شب ها وقتی که صدا ها عجیب بغض می شوند و نگاه ها عجیب فریاد
من ترس ماه را در چشمان ِ تو احساس کردم... سفر به سمت ِ نور های بی کران را همچنین! .در تمام این شب ها من فقط حسی را حس کردم که هیچ گاه مال ِ من نبود. و نگاه هایی را از کسانی دیدم که شبیه من نبود .مرا به خاطر تمام این ثانیه ها عفو کنید!
سمفونی ِ استخوان های ذهنم در سرما عجیب مینوازد جالب است اصلا ریتم را بلد نیستند خاطرات ــــــــــــــــــــــ +هیچی!:)
گناه ِ نا تمام ِ من گناه ِ تمام شده ی تو است گناه ِ ما نگاه کردن به زمین از اوج ِ آسمان با دست های شسته نشده بود! ______________ +آسمون ِ امشب فوق ِ زیبا و دوست داشتنی بود. +بارون،بارون،بارون!کی بارون خواسته؟ +باز هم معجزه میبینیم.اون روزا دور نیست. +همیشه برامون از پایان حرف زدن!کسی نبود از شروع بگه؟ +ماهت نقره ای! + امین منصوری! +شب بخیر
|
About
از مـریـخـ آمـدهـ امـ و
Home
|